تبليغاتX
welcome to bardsirboys club
 

والنتاين


 

نوشته شده توسط ميثم در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 15:50 موضوع | لینک ثابت


وقتي كسي را دوست داري

حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني

 

به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي

رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي

 

وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه

فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه

 

قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني

خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني

 

حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم

امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم

 

حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو

 

حاضري هر چي دوس نداشت ، به خاطرش رها کني

حسابتو  حسابي از ، مردم شهر جدا کني

 

حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات

به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات

 

وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري

تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري

 

حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دساش نره

حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره

 

حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر

امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر

 

حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني

بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني

 

حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي

رو دست مجنون بزني ، با غصه هاهمخونه شي

 

حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دس تکون بدن

 

حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن

 

حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت

 

وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري

ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري

 

حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه

به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه

 

حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني

غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني

 

حاضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ

عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ

حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني


پشت سرت هر چي مي گن ، چيزي نگي گوش بکني

 


حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو بگيرن

پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن

 

وقتي کسي رو دوس داري ، صاحب کلّي ثروتي

نذار که از دستت بره ، اين گنجِ خيلي قيمتي

 

 


 

نوشته شده توسط ميثم در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 15:56 موضوع | لینک ثابت


قبل از ازدواج 

مرد: آره، ديگه نميتونم بيش از اين منتظر بمونم.

زن: ميخواهى من از پيشت برم؟

مرد: نه! فكرش را هم نكن.

زن: منو دوست داري؟

مرد: البته!

زن: آيا تا حالا به من خيانت كردي؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى ميكني؟

زن: منو مسافرت ميبري؟

مرد: مرتب!

زن: آيا منو ميزني؟

مرد: به هيچ‎ ‎وجه! من از اين آدما نيستم!

زن: ميتونم بهت اعتماد كنم؟

بعد از ازدواج

همين متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوون.

 


 

نوشته شده توسط ميثم در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 7:44 موضوع | لینک ثابت


فكر مي كنين گل پسرا و دخترا چه جوری نیمرو درست میکنند؟

 

دخترا

 

توي ماهيتابه روغن ميريزن .

اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن مي كنن .

تخم مرغا رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن .

چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان مي كنن .

 

 گل پسرا

 

توي كابينت هاي بالايي آشپز خونه دنبال ماهيتابه مي گردن .

توي كابينت هاي پاييني دنبال ماهي تابه مي گردن و بلاخره پيداش مي كنن .

ماهيتابه رو روي اجاق گاز مي ذارن .

توي يخچال دنبال تخم مرغ مي گردن .

يه دونه تخم مرغ پيدا مي كنن .

چند تا فحش ميدن .

دنبال كبريت مي گردن .

با فندك اجاق گاز رو روشن مي كنن و

 بوي سركه همراه دود، آشپز خونه رو بر ميداره .

ماهيتابه رو ميشورنچون روغنش بوي ترشي ميده

( اينجاست كه فرق بين روغن و سركه رو ميدونن ) .

ماهيتابه رو روي اجاق مي ذارن و توش روغن واقعي ميريزن .

تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و

 كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمالي پاك ميكنن .

چند تا فحش ميدن و لباس مي پوشن .

ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ مي خرن و بر ميگردن .

تلويزيون رو روشن مي كنن و صداش رو بلند.

روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن .

دنبال نمكدون مي گردن .

نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن .

دنبال كيسه نمك مي گردن و بلاخره پيداش مي كنن .

نمكدون رو پر از نمك مي كنن .

صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و مي دون جلوي تلويزيون .

نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن .

بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه .

چند تا فحش ميدن و تخم مرغاي سوخته رو توي سطل ميريزن .

روغن و تخم مرغ رو توي ماهيتابه ميريزن .

با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن .

صداي گل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون.

سريع بر ميگردن توي آشپزخونه .

تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده ، توسط چنگال

، مخلوط شده رو ميندازن توي كاسه ظرفشويي.

دنبال ظرفهاي مسي ميگردن .

قابلمه مسي رو روي اجاق مي ذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن.

چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن .

ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون بر ميدارن.

چند ثانيه فوتبال تماشا مي كنن .

ياد غذا ميفتن و ميرن تو آشپزخونه .

روي باقيمانده تخم مرغها كه كف آشپزخونه ريخته شده بود ليز مي خورن .

چند تا فحش ميدن و بلند ميشن .

نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن .

قبالمه رو بر ميدارن و فوري ولش ميكنن .

چند تا فحش ميدن و انگشتاشون كه سوخته زير آب ميگيرن .

با يه پارچه تنظيف قابلمه رو بر ميدارن .

پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن .

نيمروي آماده رو جولوي تلويزيون مي خورن و چند تا فحش ميدن .

 


 

نوشته شده توسط ميثم در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 14:16 موضوع | لینک ثابت


علت قبول نشدن در كنكور...

علت قبول نشدن در كنكور اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري ندارد چرا كه سال 365 روز است درحالي كه: 1) در سال 52 تا جمعه داريم و مي دانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است ، به اين ترتيب 313 روز باقي مي ماند. 2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرما ي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است.بنابراين 263 روز. 3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعاً 122 روز مي شود.بنابراين 141 روز باقي مي ماند. 4) اما سلامتي جسم و روح روزانه 1 ساعت تفريح را مي طلبد كه جمعاً 15 روز مي شود. پس 126 روز باقي مي ماند. 5) طبيعتاً 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز مي شود. پس 96 روز باقي مي ماند. 6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است . چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.اين خود 15 روز.مي ماند 81 روز. 7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص مي دهند.پس 46 روز باقي مي ماند. 8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند.پس 16 روز باقي مي ماند. 9) در سال شما 10 روز را به بازي مي گذرانيد.پس 6 روز باقي مي ماند. 10) در سال حداقل 3 روز به بيماري طي مي شود و 3 روز باقي مي ماند. 11) سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را دربرمي گيرند.پس 1 روز باقي مي ماند. 12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.چگونه مي توان در آن روز درس خواند؟!! آيا واقعا همينطور نيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط ميثم در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 12:2 موضوع | لینک ثابت


فقط  بخنديد

 

خر بالدار تاحالا ديدي؟ صد درصد نه. پس خيال پرواز رو از سرت بيرون كن

-----------------------------
قانون معرفت ميگه: باهام باشي باهاتم...... ديوونه بشي ديوونه ميشم....... مريض بشي مريض ميشم...... بميري ميميرم..... تنهام بذاري ......منتظرت ميمونم
------------------------
تركه بعد از عمليات داشته شهدا رو جمع و توي پلاستيک مي کرده بين شهدا يه زخمي بوده که به زحمت ميگه من زخمي هستم شهيد نشدم تركه ميگه بيا برو توي پلاستيک شهيد شدي بدبخت داغي نميفهمي
---------------------------
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود
---------------------------
من نبردم از ياد لحظه ي زيبايي که تو من را به فراسوي نگاهت بردي ودر آن لحظه ي روييدن عشق من فقط غرق در آهنگ صدايت بودم ولي افسوس که بردي از ياد قلب تنها وترک خورده ي من که فقط مال تو بود


-------------------------
اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني... نمي توني دوريش را تحمل کني... نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ... واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن
------------------------
مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟
--------------------------
مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟
--------------------------------
براي مرگ خود يک بهانه ميخواهم ... يک بهانه ي پوچ عاشقانه مي خواهم ... از غمي که مي داني .. با تو بودنم مرگ ست .. بي تو بودنم هرگز! .. اگر بهانه اين باشد .. من بهانه مي گيرم و عاشقانه ميميرم
--------------------------
زمان طولاني ميشودبراي کساني که غصه دارند.کوتاه ميشود براي کساني که شاد هستند. دير مي گذرد براي کساني که منتظر هستند زود مي گذرد براي کساني که عجله دارند اما.................... اما ابدي ميشودبراي کساني که عاشق هستند
----------------------------
آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد
----------------------
وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي
---------------------------
لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانه‌تر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما مي‌خندد از پيله درآمديم و پروانه شديم
----------------------------
ترکه ميگن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب ميکني چه احساسي داري ؟؟ ميگه احساس گناه !!!!!!!!! ميگن چرا ؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست
------------------------
يه روز از خواب بيدار بشي ببيني اون که دوستش داري گذاشته رفته صبحونه چي مي خوري؟


 

نوشته شده توسط ميثم در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 14:10 موضوع | لینک ثابت


                         بهونه هاي موجه براي خودكشي

الف) خیانت عشقتون به شما : بهترین دلیل برای خودکشی خیانت عشقتون به شماس.اگه حاضر نشد بهتون خیانت کنه می تونین از دوستاتون بخواین تحریکش کنن...یا مثلا مجبورش کنین.اگه متوجه نشدین یا تجربه ندارین می تونین به فیلم "نقاب"(پوکر)مراجعه کنید.
ب) بیکاری : شکر خدا تو مملکت عزیز ما چیزی که از در و دیوار می باره کاره...و الحمدالله که هیچ بیکاری تو این مملکت پیدا نمی شه که دستش به دهنش نرسه.ولی شما حتما باید خودکشی کنید.با هیچکسم شوخی ندارین.پس هر جوری شده با صاحبکار یا رئیستون دعوا کنین...یا حتی کتکش بزنین.شما که قرار نیست زنده بمونین تا دیه پرداخت کنین.پس حتی می تونین اونو کاردی کنین.
ج) بی پولی : خوب...وقتی بیکار باشین...بی پولم هستین دیگه...تعریف نداره دیگه.
د) بی پدر مادری : بطور کلی همه افراد قاچاقچی و بد و بی تربیت و پدرسوخته ایران بی پدر مادرن.پس شمام بخاطر اینکه هیچکدوم از اینا نشین می تونین ازش یه دلیل محکم واسه خودکشی بسازین.
ه) مرض خونی : با گرفتن یه مرض خونی می تونین خیلی راحت خودکشی کنین.من چن نمونه رو با توضیحات خدمتتون عرض می کنم و شمام هر کدومو که به نظرتون بهتر بود انتخاب کنین...انتخاب حق شماست.

1) ایدز : که فوق العاده بیماری با کلاسی شده این روزا و هر کی ایدز داشته باشه می گن طرف چقد حرفه ای بوده و با چن نفر چیز داشته که اینچوری شده.من خودم از بین بیماریای خونی ایدز رو بهتون پیشنهاد می کنم.
2) هپاتیت : که چن نوعه.هپاتیت آ ، هپاتیت بی ، هپاتیت سی ، چهل ، پنجاه ، پنجاه و هشت
3) سل : اینم یه جورایی خونیه دیگه... هی خون بالا میارین و به همه کشور می تونین خون اهدا کنین.اینم بد نیست.هدفش خیره دیگه...
4) اسهال خونی : این برعکس بالاییه.سل خونو از پایین میاره بالا ولی اسهال خونی ، خون رو از بالا میاره پایین.این یکم بی کلاسه.آخه زشته دیگه...

و) مرض جسمی : مثل سرطان.خیلی راحت...البته نمی دونم چطوری می شه انواع سرطان رو گرفت ولی اگه حتما می خواین این راه رو انتخاب کنین مصرف زیاد سیگار به طور روزانه و مداوم رو بهتون پیشنهاد می کنم.هم واسه پوست خوبه هم واسه سرطان.
ز) مرض روانی : مثلا سادیسم...یا مارکسیسم...یا مائوئیسم...یا یه چیزی تو همین مایه ها.تازه موقه خودکشی هم احساس ناراحتی ندارین که می رین جهنم.چون عقل ندارین دیگه...دیوونه هام که می گن جاشون تو بهشته مسه نریمان  .
ح) مرض الکی : همینجوری واسه کلاس دادن به خودتون بدون بی دلیل خودکشی کنین.

راه های خودکشی:


الف) با کش خودتونو دار بزنین.
خوبی این روش اینه که مث یویو بالا پایین می شین و قبل از مرگ کاملا تکونده می شین.مث فرش...
ولی بدیش اینه که مث یویو بالا پایین می شین و هر چی تو دل و روده تون هس رو از بالا و پایین پس می دین و... طبیعتا این نمی تونه منظره قشنگی برای بقیه باشه.
توصیه : قبل از این روش چن روزی غذا تخورین و بجای غذا از قرص ملین یا مسهل استفاده کنین.

ب) با قرص رگتونو بزنین.
خوبی این روش اینه که چون با قرص مسکن رگتونو می زنین دیگه احساس درد نمی کنین چون مسکن درد رو ساکت می کنه.
ولی بدیش اینه که باید خیلی قرص بخرین.یعنی هی با قرص بکشین رو رگ دستتون تا بالاخره پاره بشه دیگه.
توصیه : از قرصای قوی مث ترامادول ، کلونازپام ، اگزوسپام یا لوراسپام استفاده کنین.مقام های بعدی رو به ترتیب دیازپام ده میلی ، دیازپام پنج میلی و استامینوفن کدوئینه در اختیار می گیرن.مقام آخرم به استامینوفن می رسه.

ج) با غذای یه سالتون برین بالای برج میلاد و در پشت بومش رو قفل کنین و کلیدش رو از بالا بندازین پایین.بعد همون بالا می شینین و هی می خورین و هی مردم رو تماشا می کنین.هی می خورین و هی مردم رو تماشا می کنین.اینقد می خورین و چون به دستشویی دسترسی ندارین می ترکین.
خوبی این روش اینه که اصلا احساس ضعف و گشنگی نمی کنین.
ولی بدیش اینه که بدجوری دچار فشار درونی - بیرونی می شین... و طبعا وقتی جنازه تونو پیدا کنن منظره قشنگی رو ندیدن.
توصیه : واسه کوتاهتر کردن زمان خودکشی با خودتون یه چوب پنبه درشت هم ببرین(نکته کنکوری)

د) با برق خودتونو گازانبری کنین.
خوبی این روش اینه که در جا می شین چوب خشک...مث چوب کبریت.ظاهرتونم خیلی قشنگ و تمیز می مونه.
ولی بدیش اینه که خیلیا فکر میکنن اتفاقی مردین و اصلا خودکشی در کار نبوده.
توصیه : افرادی که دچار مرض الکی هستن و واسه کلاس و جلب توجه می خوان خودکشی کنن می تون از روش "برق و گاز انبر" استفاده کنن.با این تفاوت که ظاهرا از روی اشتباه و هواس پرتی بجای سیم برق ، سیم تلفن رو تو دست می گیرن

 


 

نوشته شده توسط ميثم در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 ساعت 18:2 موضوع | لینک ثابت


خصوصیات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

سن ۱۴ سالگی: تازه توی این سن هر روز از بر تشخیص میدن! (اول بدبخت!)

سن ۱۵ سالگی: یاد می گیرن که تو خیابون به مردم نگاه کنن!... از قیافه خودشون بدشون میاد.